خرید اینترنتی کتاب شکسپیر و آزادی شکسپیر و خلق زن سیاه - نشر پیله

شکسپیر و خلق زن سیاه

کتاب شکسپیر و آزادی
Rate this post

شکسپیر با خلق زن سیاه در غزلواره‌ها یا کلئوپاترا آگاهانه در حال نشان‌دادن فاصله خود از زیباشناسی تام است، شکل آرمانی از زیبایی که ویژگی‌های آن را آکویناس با مفاهیمی چون انسجام، هماهنگی، و روشنی تعریف کرده است، (و در استیون دِدالوس اثر جویس به مفهوم «تمامیت، هماهنگی و درخشندگی» ترجمه می‌شود). به‌جای صرفاً تجسم بر تناسب، هماهنگی و تقارن، با شخصیت‌هایی روبرو هستیم که در تصور آن دوران، «لکه‌دار» و اکنون آن لک بخشی از جذابیت وسوسه‌انگیز و آزاردهندۀ آن‌ها محسوب می‌شود.

زن سیاه

نزد شکسپیر مفهومی از زیبایی وجود داشت که به‌طور چشمگیری با مفهومی که آلبرتی به‌روشنی آن را بیان کرده و در آغاز به آن اشاره کرده‌ایم، متفاوت بود. در چنین مفهومی اشاره مختصر به‌زشتی به منظور برجسته‌تر نشان دادن زیبایی به کار می‌رود. سنت استفاده از وصله‌هایی برای صورت با تکه‌هایی از پارچۀ ابریشمی سیاه یا چرم بسیار نازک اسپانیایی در برش‌هایی به اشکال ستاره، هلال ماه و الماس در اواخر سدۀ شانزدهم آغاز شد.

لیلی که همواره از جدیدترین مدها آگاه بود، می‌نویسد: «ونوس خال زیبایی روی گونه‌اش داشت که او را دوست‌داشتنی‌تر می‌کرد»؛ «هلن نیز زخمی کوچکی بر چانه داشت که پَریس آن را سنگ عشق می‌نامید.» چنین «لکّه‌های عشق»، که در سدۀ هفدهم به این نام شناخته شد، برای تشدید زیبایی پوست‌های اطراف به‌کار می‌رفت. شکسپیر به درک عمیقی در این اصل برجسته‌سازی و تضاد در زیباشناسی دست یافت. «این نقاب سیاه،» آنجلو که به لحاظ جنسی تحریک شده است به ایزابلا می‌گوید:

«همچنان‌که نقاب سیاه جمال محفوظ در پسِ حجاب رااز نمایش خود زیبایی دَه برابر بیشتر در بوق و کرنا می‌کند.» (حکم در برابر حکم؛ پردۀ دوم، صحنۀ چهارم)

در این زمینه: پیکر سیاست

برگرفته از کتاب شکسپیر و آزادی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *