خرید اینترنتی کتاب استعمارزدایی از جامعه شناسی عقب ماندگی تمدنی - نشر پیله

عقب ماندگی تمدنی

کتاب استعمارزدایی از جامعه شناسی
Rate this post

یکی از مفروضات اصلی تفاوت استعماری این اندیشه بود که استعمارشدگان فروانسان‌هایی توسعه‌نیافته هستند بر خلاف اروپایی‌هایی متمدن. این منطق به قدرت‌های استعماری اجازه می‌داد تا به توجیه اقدامات خود تحت عنوان بخشی از یک «مأموریت متمدن‌سازی» کلی بپردازند. جامعه‌شناسان نه تنها این افسانه تفاوت استعماری را پذیرفتند، بلکه به حمایت از آن هم متعهد بودند. این نکته را حتی در نوشته‌های یکی از اعضای «مثلث مقدس» کانون جامعه‌شناختی – دورکیم – می‌توان مشاهده کرد.

تمدن

دورکیم به‌عنوان یکی از اندیشمندان مرجع پیشرو در جامعه‌شناسی، همراه با مارکس و وبر، با توجه ویژه به نقد مدرنیته غربی او همواره تدریس می‌شود. آموزش دورکیم اغلب حول محور اندیشه‌های او درباره تکامل اجتماعی از همبستگی مکانیکی به ارگانیک، مانند تحول جوامع از بدوی به «پیشرفته»، می‌چرخد. با این همه، گونه‌شناسی دورکیم درباره جوامع ابتدایی و پیشرفته اساساً مبتنی بر کار میدانی تطبیقی او بین بومیان استرالیا و بومیان آمریکایی، از یک طرف، و جوامع اروپایی، از طرف دیگر است.  

از این حیث، دورکیم برای مقایسه جوامع «گذشته»، «تاریخی» و پیشامدرن با جوامع پیشرفته، به‌جای مشورت واقعی با تاریخ، به مطالعه افراد استعمارشده در زمان حال خود پرداخت. همان‌گونه که کانل می‌گوید، این منطق بود که باعث گردید دورکیم، در توصیف همبستگی مکانیکی و جوامع بدوی خود، به بحث درباره عبریان باستان در کنار مستعمره معاصر فرانسوی کابیلیا بپردازد، بدون این‌که هیچ گونه تمایز مفهومی بین این دو نمونه برقرار کند. بنابراین، استعمارشدگان به‌مثابه «گذشته در زمان حال» تلقی می‌شدند، زیرا دورکیم و هم‌عصران فرانسوی‌اش در سالنامه جامعه‌شناسی توانستند مدل‌های جامعه‌شناختی خود را حول اندیشه تفاوت استعماری بسازند.

علاوه بر این، دورکیم و معاصران فرانسوی‌ او تنها جامعه‌شناسانی نبودند که استعمارشدگان را «گذشته در زمان حال» می‌دیدند. حتی قبل از کار دورکیم، در بریتانیا، هربرت اسپنسر در حال انتشار اندیشه‌های تکامل‌گرایانه در نظریه خود درباره جامعه جنگجو در برابر جامعه صنعتی بود (گونه‌شناسی مشابه با جوامع بدوی در برابر جوامع مدرن دورکیم). همان‌طور که کانل نشان می‌دهد، اسپنسر با دورکیم هم‌عقیده بود، به گونه‌ای که جوامع تاریخی به‌ظاهر «جنگجو» در واقع جوامع استعمارشده در حال حاضر بودند. بنابراین، اسپنسر در توضیح جامعه‌شناختی خود، برای تعریف جوامع جنگجو و بدوی، از طیف مختلف نمونه‌های استعماری از بنگال، تاسمانی، ویکتوریا و جنوب هند استفاده می‌کند.

در این زمینه: بومی سازی جامعه شناسی

برگرفته از کتاب استعمارزدایی از جامعه شناسی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *