در اواخر ماه آگوست سال 1941، هنگامی که شکست مفهوم جنگ رعدآساپیروزی یا سقوط - نشر پیله

پیروزی یا سقوط

کتاب جهان بینی آدولف هیتلر
Rate this post

در اواخر ماه آگوست سال 1941، هنگامی که شکست مفهوم جنگ رعدآسا، آشکار به نظر می‌رسید، هیتلر تغییری در استراتژی جنگیِ خود به وجود آورد: «مهم‌ترین موضوع پیش از شروع زمستان نه تصرف مسکو، بلکه تسخیر شبه‌جزیرۀ کریمه، مناطق صنعتی و معادن زغال‌سنگِ واقع در دونتسک (شهری در اوکراین) و مسدود کردن عرضۀ نفت روسیه در منطقۀ قفقاز است». به این ترتیب استراتژی جنگ رعدآسا به صورت رسمی به پایان رسید و تصرف منابع انرژی و مادی در جنوب اتحاد جماهیر شوروی، جایگزین آن شد، مسئله‌ای که می‌بایست ابزار مورد نیاز جهت جنگی طولانی‌تر را برای رایش سوم فراهم می‌کرد.

پیروزی

هیتلر در اصل با وجود همۀ انعطاف‌پذیری استراتژیک-تاکتیکی خود، به اصول جزم‌اندیشانۀ جهان‌بینی‌اش پایبند و وفادار باقی ماند، جهان‌بینی‌ای که صرفاً گزینه‌ای بین پیروزی یا شکست را می‌شناخت. دو هفته پس از شروع حملۀ متقابل روس‌ها، هیتلر در اواسط ماه دسامبر سال 1941 فرماندهی عالی ارتش را بر عهده گرفت و با منع هر گونه عقب‌نشینی، از سربازان خواست که متعصبانه مقاومت نمایند.

با فرا رسیدن فصل بهار، با توجه به اشتباهات عملیاتی ارتش سرخ  و امکان استفاده از منابع سرزمین‌های اشغالی، ارتش آلمان موفق به فتوحات بیشتری شد و در تابستان تا رودخانۀ ولگا و قفقاز پیشروی کرد. با این پیروزی‌ها، یک خوش‌بینی جدید و گمراه‌کننده‌ای جوانه زد. هیتلر در نظر داشت از طریق «نبرد شدید و فوری علیه روسیه، یک فضای حیات امنی را ایجاد نماید که تا حد امکان مقاوم در برابر محاصره باشد و امکان دفاع از آن نیز وجود داشته باشد، به نحوی که بتوان حتی جنگ را برای سال‌ها از آن ادامه داد».

در این میان، با گسترش مناطق تحت سلطۀ آلمان‌ها، از لحاظ تعداد نفرات و نیروی انسانی شرایط ارتش رایش سوم بحرانی شد. ارتش برای مدت زمانی طولانی صرفاً می‌توانست برای حملات خود بر روی تعداد نیروهای محدودی حساب کند. یک‌سوم از سربازان آلمانی که در ژوئن سال 1941 از مرزهای اتحاد جماهیر شوروی عبور کرده بودند، کشته، زخمی، مفقود یا اسیر شده بودند. در مجموع تلفات ارتش آلمان به یک میلیون نفر می‌رسید.

هیتلر به شدت به دنبال راهی برای گریز بود. وی که از روند جنگ دلسرد شده بود، در اواسط ماه نوامبر سال 1941 اعلام کرد که انتظار دارد، «این واقعیت که دو گروه متخاصم نمی‌توانند یکدیگر را از بین ببرند، به صلحی از طریق مذاکره منجر شود». وی بیشتر تمایل داشت که به ژاپنی‌ها که در همان زمان در خصوص حمایت آلمان از جنگ علیه ایالات متحدۀ آمریکا پرس‌وجو کرده بودند، پاسخی مثبت ارائه دهد.

موضوعی که با توجه به درگیری آلمان در جنگی طاقت فرسا با قدرتی قوی‌تر متناقض به نظر می‌رسید، در منطق دیوانه‌وار هیتلر معنا پیدا می‌کرد: بدون این «چک سفیدامضا» (که به نظر انگیزۀ اصلی هیتلر بوده است)، ممکن بود ژاپن از آغاز یک جنگ علیه آمریکا منصرف شود و به جای آن به دنبال راه‌حلی منصفانه با ایالات متحدۀ از لحاظ نظامی بسیار برتر باشد، کشوری که در صورت چنین اتفاقی می‌توانست هر چه بیشتر بر تعهد خود مبنی بر حمایت از انگلستان متمرکز شود.

در این زمینه: هیتلر و تمدن

برگرفته از کتاب جهان بینی آدولف هیتلر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *