خرید اینترنتی کتاب تحلیلی در باب آیا فرودست می تواند سخن بگویداستعمار و پدرسالاری - نشر پیله

استعمار و پدرسالاری

کتاب تحلیلی در باب آیا فرودست می تواند سخن بگوید
Rate this post

اسپیواک می‌گوید تحقیق دانشگاهی، استعمار و پدرسالاری دو ویژگی مشترک دارند: باور اشتباه مبنی بر جهانشمولیت ارزش‌های آن‌ها، و خاموش کردن دائمی صداهای فرودست. اسپیواک کار خود را  با نشان دادن این موضوع آغاز می‌کند که دو روشنفکر برجسته رادیکال، ژیل دلوز فیلسوف فرانسوی و میشل فوکو مورخ و نظریه‌پرداز نسبت به نقش خود در سلطه فرهنگی غرب بر بقیه جهان بی‌توجه هستند. اسپیواک می‌گوید این دو اندیشمند «به‌طور سیستماتیک نسبت به مسأله ایدئولوژی و نقش غیرمستقیم خود در تاریخ فکری و اقتصادی غفلت می‌ورزند».

اسپیواک

یعنی خود را مفسران بی‌طرفی می‌دانند، در حالی که در عرصه واقعیت نسبت به ارزش‌های غرب سوگیری دارند. در مقام نمونه، می‌توان به این مفروضه آن‌ها رجوع کرد که فرودستان ملت‌های در حال توسعه، معمولاً دهقانان فقیر و فقرای شهری، واجد همان خودآگاهی سیاسی پرولتاریای غربی (طبقه کارگر) هستند. با توجه به این‌که دهقانان فقیر، فقرای شهری و اعضای اقلیت کشورهای در حال توسعه معمولاً دسترسی کمتری به آموزش دارند، این وضعیت بعید خواهد بود. او نسبت به استفاده آن‌ها از اصطلاحاتی مانند «کارگران» در هنگام نوشتن درباره پرولتاریای غربی هم انتقاد دارد. او می‌گوید این امر ذات‌گرایانه است – یعنی انعکاس این باور است که همه کارگران دارای ویژگی‌های مشترک و تغییرناپذیر هستند. او سپس به بررسی انواع متفاوت بازنمایی می‌پردازد.

او به «هجدهمین برومر لوئی بناپارت» (1852)  کارل مارکس فیلسوف سیاسی آلمانی استناد می‌کند که در آن مارکس درباره نحوه سرنگونی پارلمان فرانسه توسط برادرزاده ناپلئون و اعلام امپراتوری خود می‌نویسد. اسپیواک می‌گوید در حالی که مارکس بین دو نوع بازنمایی تمایز قائل می‌شود (بازنمایی زیبایی‌شناختی، مانند نقاشی یک تصویر) و (بازنمایی سیاسی) – دلوز و فوکو این تمایز را نادیده می‌گیرند. در نتیجه، آن‌ها این تصور را ایجاد می‌کنند که، سخن گفتن به‌جای کسی به‌عنوان «نایب» (یعنی به‌عنوان نماینده آن‌ها)، معادل، «رخ‌نمای/تصویر» آن شخص و آرزو‌هایش است.

دومی افراد را به نمادهای یک گروه تبدیل می‌کند، در حالی که اولی از آن نماد برای عمل از طرف گروه استفاده می‌کند. از نظر اسپیواک، نادیده گرفتن تمایز میان این دو نوع بازنمایی مانع از افشای واقعیت ـ خواسته واقعی فرودستان ـ که در پس بازنمایی‌ها نهفته است، توسط منتقد می‌شود. اسپیواک این اندیشه  را قبول ندارد که فرودستان می‌توانند منافع خود را بشناسند، اما از پذیرش این‌ اندیشه هم خودداری می‌کند که بازنمایی می‌تواند به‌نحوی اخلاق‌مند رخ دهد. در واقع، این بخش استدلال او مقوم این ادعای او است که بازنمایی دیگران به تحریف موضع آن‌ها منجر می‌شود.

در این زمینه: مکاتب فکری اسپیواک

برگرفته از کتاب تحلیلی در باب آیا فرودست می تواند سخن بگوید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *