خرید اینترنتی کتاب سیاست متافیزیک و فیزیک در ایران معاصر خدا، شاه، میهن - نشر پیله

خدا، شاه، میهن

کتاب سیاست متافیزیک و فیزیک در ایران معاصر
Rate this post

پروژۀ حذف علما از زندگی روزمره با هدف ایجاد جامعۀ مدرن، درواقع زدودن متافیزیک بود، زیرا متافیزیک به‌رهبری علمای شیعی، در زندگی روزمرۀ مردم جاری بود و حال ناگهان و به دستور حکومت زدوده می‌شد.

رضاشاه و علما

مردمْ علمای شیعی را در مقام شفادهندۀ امور، معلم سواد مکتب‌خانه و قاضی می‌شناختند که زندگی را برای آنها مبتنی بر خط متافیزیک و الوهیت و تقدس راهبری می‌کردند اما با آغاز پروژۀ مدرن‌سازی ایران، به ساختن جهان مادی بدون ابعاد متافیزیک آن حکم شد و به‌همین‌سبب نقش روحانیت از بین رفت.

شعار «خدا، شاه، میهن» که ازسوی رضاشاه مطرح شده بود، شاه را میانجی بین خدا و میهن قرار می‌داد. اگر بخواهیم برای رابطۀ علما و مردم شعاری جعل کنیم، باید «خدا، علما، زندگی روزمره» را بیاوریم. دستورات خدا به‌میانجی علما در زندگی روزمره جاری می‌شود و متافیزیک، گسترۀ مادی زندگی روزمره را می‌گیرد؛ بنابراین، شعار «خدا، شاه، میهن» برای ساختن جامعۀ مدرن نشان می‌داد که شاه جای علما و میهن جای زندگی روزمره نشسته است. میهن مفهومی مدرن است که مادیت دارد و جای زندگی روزمره قرار می‌گیرد که آغشته به باورهای متافیزیک بود.

خدایی که پهلوی‌ها معرفی کردند، چیزی بین خدای اسلامی و خدای باستانی ایران بود که پادشاه سایۀ او بر زمین به شمار می‌آمد. مشخص نبود که خدای پهلوی‌ها مانند خدایان دیگر چه دستوراتی برای زندگی دارد و مبلغان این خدا چه کسانی‌اند. جایی که دستوراتْ لازم بود، خدای اسلامی مشخص می‌شد که دستوراتش هم معلوم است- هرچند دیگر علما در رأس امور نیستند- و جایی که پیشرفت و مدرن‌سازی میهنْ مهم بود، پای خدایی مبهم با ویژگی‌های خدای ایران باستانی به میان می‌آمد که مهم‌ترین وظیفه‌اش مشروعیت‌دادن به پادشاه است. خدایی که نقشی چنین محدود و کوتاه دارد، سبب می‌شود که نقش پادشاه پهلوی آن‌قدر گسترده شود که فقط او بماند و خدای اسلام.

خدای اسلام با دستورات مختلف، شئون زندگی روزمره را سامان اسلامی می‌بخشد و پادشاه در نقش خدای باستانیْ میهن را سامان مدرن می‌دهد. در دورۀ قاجار از دل زندگی روزمره‌ای که آغشته به باورها به نیروهای متافیزک و تقدیرگرایی بود، مفهوم میهن در قالب یکپارچگی و ساخت‌وساز مدرن بیرون نیامد؛ پس با کنارزدن زندگی‌ روزمرۀ متافیزیک و ساختن میهن مدرن، امکان ایجاد زندگی روزمرۀ مدرن فراهم شد. سیاست یکجانشینی رضاشاه، برای اسکان ایلات و بازداشتن آنها از حرکت کوچ‌وار برای ساخت میهن یکپارچۀ مدرن بود.

زندگی روزمرۀ متافیزیک نتوانسته بود سیاست یکجانشینی، تمرکز، و احساس تعلق را به‌مثابه ویژگی‌های مدرن طراحی کند؛ برای مثال، عارف قزوینی دربارۀ تصنیفی که در ستایش مشروطیت سرود، اشاره می‌کند که وقتی از مفهوم وطن استفاده می‌کردم خیلی از مردم نمی‌دانستند که وطن چیست و تصور می‌کردند که شهر یا روستایی است که در آن متولد شده‌اند؛ بنابراین، باید برای مردم کوچ‌رو دولت مرکزی مقتدری تأسیس می‌شد تا مفهوم وطن را برایشان پیاده کند و درنتیجه نزد منورالفکرها و مردم، پیدایش یک هدایت‌گر مقتدر مرکزی، به ضرورت زمانه تبدیل شد. حکومت رضاشاه این فرصت را ایجاد کرد تا زندگی روزمرۀ متافیزیک کنار زده شود و شاه وسعتی را پیدا کند تا واژۀ وطن را پیاده سازد.

در این زمینه: تولید فیزیک مدرن ایرانی

برگرفته از کتاب سیاست متافیزیک و فیزیک در ایران معاصر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *