چارچوبی کاملاً زیستی باعث میشود روانپزشکی که میخواهد دارو تجویز کند اطلاعاتی راجعبه دوره، شدت بیماری و سوابق درمانهای پیشین بهدست آورد؛ اما بهاندازهکافی عواملی که درک خویشتن، شخصیت فرد، خصوصیات ارتباطی وی و ظرفیت او را برای تغییر تعیین میکنند، بهخوبی مشخص نمیکند.
درمان بیماری
سالمندان اغلب با از دست دادن عزیزان، جوانی و سلامت خود ضربههای روانی زیادی میخورند؛ همچنین ترس از دست دادن استقلال را دارند. بسیاری از سالمندان بهعلت این ضربههای زیستی –روانی-اجتماعی عزتنفس خود را از دست میدهند. حالات بیماری نظیر افسردگی اغلب توسط افراد مسن بهعنوان عیوب شخصی دیده شده، و نشاندهنده ناتوانی آنها در سازگاری مناسب با شرایط زندگی است.
شایان ذکر است که دکتر اس، میرتازاپین را در دومین جلسه درمانی تجویز کرد و در مراحل اولیه درمان هر دو هفته یکبار بیمار را ملاقات میکرد. استفاده زیاد از زمان و تأکید دکتر بر درک آقای ام به او این امکان را می دهد که راجعبه از دست دادن همسر و دوستانش، جوانی و سلامتی از دست رفتهاش و تردیدی را که در دریافت کمک از فرزندانش داشت، همچنین از احساسات غم، تحقیر و ترس که معمولاً تجربه میکرد، صحبت کند.
او این کار را در محیطی انجام داد که میتوانست در آن احساس راحتی و مورد قبول واقع شدن کند. دکتر اس توانست به آقای ام کمک کند تا بین افسردگی خویش و کینه طولانیمدتی که نسبت به پدر و برادر خود که خودکشی کرده بودند، تمیز قائل شود. این نخستین قدمِ مهم در بهبود وی بود.
یک توضیحِ منحصراً زیستی از بیماری روانی ممکن است باعث این برداشت شود که فرد بهعنوان قربانی عدم تعادل شیمیایی در نظر گرفته شود. استفاده از چارچوب روانی-اجتماعی و تأکید بر منابع داخلی به حفظ عاملیت شخصی در بهبودی فرد کمک میکند. دکتر اس با اشاره به این نکته که آقای ام در فعالیتهای خانه سالمندان شرکت میکرد، تأکید بر این داشت که او نقش فعالی در بهبودی خود داشت.
بسته به شرایط بیمار و درمان، این میتواند بهشکل فعالسازی رفتاری، تشویق به شرکت در فعالیتهای لذتبخش، و یا نوشتن وضعیت خلقوخو در دفترچه باشد و در نتیجه از اشکال مختلف انواع رواندرمانی استفاده کند.
انتظار درمانی نیز یکی دیگر از عوامل پویا و قابل تغییر است که در نتیجه تأثیرگذاراست. همبستگی بین انتظار درمانی و واکنش به داروهای ضد افسردگی نشان داده شده است. با افرادی مانند آقای ام که کمتوجهی در دوران کودکی را تجربه کردهاند باید با احتیاط برخورد شده و درمان شوند. به اعتقاد مینتز و فلین پرسیدن سؤالهایی مشخص، فضایی ایجاد میکنند تا تردید رفع شود و بیماران بتوانند آزادانه در مورد چگونگی قطع یک دارو در صورت مشاهده اثرات جانبی یا عدم ایجاد تأثیرات مثبت توسط دارو صحبت کنند.
در این زمینه: روان درمانی بین فردی
برگرفته از کتاب مداخلات روانشناختی در سالمندان

