می‌بایست به معنای مجالی برای والاتر بودن دموکراسی به معنای فرصت پیشرفت است - نشر پیله

دموکراسی به معنای فرصت پیشرفت است

کتاب ایده‌ ها پیامد دارند
Rate this post

دموکراسی به معنای فرصت پیشرفت است، یا به بیان عامیانه، “شانسی است برای موفقیت.” پیداست که پیش‌فرض این مدعا، وجود سلسله مراتب است. پیشرفت مطرح شده توسط مدافعان این پندار، مستلزم شرایط ساماندهی‌شده‌ی عالی اجتماعی‌ای است، که مشتمل بر پاداش‌ها، درجات و تمام چیزهایی است که حاصل شناختی صریح از مهتری است. اگر دموکراسی به معنای مجال پیشرفت است، می‌بایست به معنای مجالی برای والاتر بودن نسبت به کسانی باشد که شایستگی کمتری دارند، و یا به معنای فرصتی برای اتخاذ جایگاهی بر مبنای مفهوم بالا و پایین. راه حل مسئله‌ی برابری‌خواهی افراطی آن است که افراد، دموکراسی را نه به عنوان هدف، که به عنوان وسیله بخواهند.

دموکراسی و پیشرفت

ای‌بسا اگر دموکراسی‌خواهان این واقعیت را درک کنند، اقرار کنند که دموکراسی آن‌ها تنها اصلاحیه‌ای بر آریستوکراسیِ تحریف‌شده است؛ طبعاً چنین دموکراسی‌خواهی خواهان نظم است، اما نظمی که در آن بهترین‌ها، مستعد‌ترین‌ها و سخت‌کوش‌ترین‌ها پیشرفت می‌کنند. خود حصار مشکل ما نیست، مشکل آن است که نرده‌‌ها در جای اشتباهی قرار گرفته‌اند.

دموکراسی مدعی است که پیشروترین نظام در راستای شناخت ارزش‌های بومی است، با این همه مطالبه‌ی کرنش‌خواهانه‌ی دموکراسی جهت همسان‌سازی، موجب حیرت کسانی شده که جامعه‌ی دموکراتیک را بررسی می‌کنند. چنین ذهنیتی پیامد رقابت و بدگمانی است. دموکراسی‌خواهان به خوبی درک می‌کنند که اگر اجازه دهند تا مردم بر مبنای توانایی‌ها و مزیت‌هایشان تقسیم شوند، طولی نخواهد کشید که ساختارمندی، خود را بر توده‌های بی‌شکل تحمیل کند.

از این رو است که آنان به ستایش انسان معمولی می‌پردازند، عوام را از نظر سیاسی اغوا می‌کنند، و عمیقاً به روشنفکرانی که فهمشان از اصول، بینش برتری به آنان عرضه می‌دارد، بی‌اعتماد می‌شوند. ای‌بسا چنین جامعه‌ای به اخلاقیات بی‌دردسر روی آورد؛ بدین منظور “آدم خوب” کسی است که به چارچوب‌های آزاردهنده‌ی ایدئالیستی کاری نداشته نباشد.

آشکار است که دموکراسی‌خواهان تناقضی را نادیده می‌گیرند. اگر آنان جسارت منطقی بودن را دارا بودند، بسان اسلافشان در یونان باستان عمل کرده و حکمرانان خود را با قرعه‌کشی انتخاب می‌کردند. هر چه باشد انتخابات فرایندی شدیداً غیردموکراتیک است؛ این اصطلاح در اصل به معنای برگزیدن است. چگونه ممکن است بهترین فرد را انتخاب کنیم، حال‌آنکه مطابق تعریف دموکرات‌ها، بهترین وجود ندارد؟

اگر جامعه‌ای بخواهد خودِ طبیعی‌اش باشد، یا به بیان دیگر، اگر بخواهد چونان گل‌های وحشی، فارغ از چیزهای والاتر از خود باشد، می‌بایست مدیرانش را به شیوه‌ای کاملاً تصادفی انتخاب کند. بگذارید جوان و پیر، عاقل و احمق، شجاع و بزدل، خویشتن‌دار و بی ‌بند و بار، همگی در کنار هم بر مسند بنشینند. این است حکومت پارلمانی؛ این برشی از کل جامعه است، و ظاهراً بدیهی است که چنین حکومتی، جامعه‌ای را می‌آفریند که “سرشار از گوناگونی‌ها و آشفتگی‌های عجیب و غریب” است، که همان تعریف افلاطون از دموکراسی است.

در این زمینه: مدرنیته و کلیشه های سنتی

برگرفته از کتاب ایده‌ ها پیامد دارند

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *