هانا آرنت و مارتین هایدگر هانا آرنت به دلیل رابطه اش با هایدگر خود را مجبور به ترک - نشر پیله

هانا آرنت و مارتین هایدگر

کتاب درآمدی بر هانا آرنت
3/5 - (2 امتیاز)

زندگی آرنت

هانا آرنت در سال 1906 در هانوفر به دنیا آمد و دوران کودکی و مدرسه خود را در کونیگسبرگ گذراند و در آنجا به دبیرستانی مخصوص زبان‌های باستانی رفت.

وی خیلی زود با آثاری از فیلسوفان بزرگ که در کتابخانه والدینش یافت می‌ شدند، آشنا گردید. آرنت بر طبق اظهارات خودش در سن چهارده سالگی «نقد عقل محضِ» کانت، «روانشناسی جهان بینی ها» از کارل یاسپرس و آثاری از سورن کی یرکگارد را مورد مطالعه قرار داد.

بعد از اینکه وی در سن هجده سالگی به دلیل تحریک همکلاسی‌های خود جهت بایکوت کلاس‌های درس از مدرسه اخراج گردید و مجبور شد امتحانات پایانی دوران دبیرستان را به عنوان یک دانش آموز افراطی پشت سر گذارد، شروع به تحصیل در رشته فلسفه یونانیان و الهیات پروتستانی در دانشگاه شهر ماربورگ نمود، با وجود اینکه وی در یک خانواده یهودی متولد شده بود.

علاقه هانا آرنت به الهیات نتیجه مطالعه زود هنگام آثار کی یرکگارد بود، در حالی که علاقه وی به فلسفه از یک نیاز اساسی وجودی نشأت می‌گرفت: «در این مورد می‌توانید بپرسید، چرا کانت خواندی؟ برای من اما به نوعی این پرسش مطرح بود: یا می‌توانم در دانشگاه فلسفه بخوانم یا اینکه خودکشی کنم».

هانا آرنت در همان ترم اول در کلاس‌های درس مارتین هایدگر شرکت کرد، فیلسوفی که از وی به عنوان «پادشاه پنهانی» قلمروی اندیشه نام می‌برد. به زودی رابطه‌ای بین هایدگر و دانشجویش برقرار گردید، رابطه‌ای که می‌بایست کاملاً محرمانه نگه داشته می‌شد، چون هایدگر متأهل و دارای دو فرزند بود.

در سال 1926 آرنت برای فرار از این درگیری‌ها و مسائل عاشقانه به هایدلبرگ نزد کارل یاسپرس رفت و توانست در سال 1929 زیر نظر وی با نوشتن پایان نامه‌ای در مورد «مفهوم عشق نزد آگوستین» دکترا بگیرد. با وجود اینکه هانا آرنت به دلیل رابطه اش با هایدگر خود را مجبور به ترک ماربورگ می‌دید، اما چنین رابطه‌ای این امتیاز را نصیب وی کرد تا بتواند مراحل پیدایش و تکوین شاهکار هایدگر با عنوان «هستی و زمان» را از نزدیک دنبال نماید.

اگر چه هانا آرنت در سال‌های آتی به دلیل تحولات سیاسی در آلمان به صورت ظاهری از فلسفه و مارتین هایدگر فاصله گرفت، اما مطالعۀ «هستی و زمان» ردی ماندگار از خود در ذهن وی بر جای گذاشت، ردی که در همه نوشته‌ها و آثار آرنت قابل یافت است.

هانا آرنت در سال 1929 با گونتر اشترن فیلسوف آلمانی-اتریشی (که بعدها خود را گونتر آرنت نامید) ازدواج کرد، اشترن اندکی بعد جهت کسب مجوز تدریس در دانشگاه به نوشتن رساله‌ای در مورد رومانتیسم آلمانی پرداخت. هنگامی که آرنت با راهنمایی دوستش آنه مندلسون (یکی از نوادگان موزس مندلسون، روشنگر یهودی) اثری از شاعری به نام راحل فارنهاگن در کتابخانه دولتی برلین پیدا کرد، برنامه خود را تغییر داد و شروع به نوشتن زندگی نامۀ این شاعره یهودی نمود.

با به قدرت رسیدن «ناسیونال سویالیسم» (نازیسم) در آلمان، هانا آرنت بعد از بازداشتی کوتاه مدت به همراه مادرش مجبور به ترک آلمان و اقامت در پاریس شد. گونتر اشترن نیز بعدها به آنها ملحق شد، البته این دو در برلین نیز جدا از یکدیگر زندگی می‌کردند و به زودی به زندگی مشترک خود خاتمه دادند.

هانا آرنت از طریق آشنایان مشترک در پاریس با همسر دوم خود هاینریش بلوشر آشنا شد، فیلسوفی آلمانی و کمونیست که او نیز به فرانسه گریخته بود. آرنت و همسرش پس از ورود ارتش آلمان به فرانسه برای مدتی بازداشت شدند، اما توانستند از محل بازداشت خود رهایی یابند و سپس نزد دوستان خود در جنوب فرانسه رفتند، و از آنجا با ویزای اضطراری آمریکا عازم نیویورک شدند.

هانا آرنت خیلی زود در نیویورک به عنوان ویراستار در انتشارات «Schocken» مشغول به کار شد و مسئولیت ویرایش آثار فرانتس کافکا را بر عهده گرفت. بعدها وی به همکاری با «بنیاد بازسازی فرهنگی یهود» نیز پرداخت و در سال 1949 به سفارش این مرکز بار دیگر به اروپا بازگشت تا فهرستی از دارایی‌های فرهنگی باقی مانده از یهودیان تهیه نماید.

ما قبلا اینجا در این مورد مطلبی را منتشر کرده ایم

برگرفته از کتاب درآمدی بر هانا آرنت فیلسوف آزادی

65000تومان

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *