اگر روح مذهب خود را به عشق تحیر پیوند زند، عقل سلیم پایان مییابد؛ و دلیل و برهان انسانی در این اوضاع و احوال، ادعای مرجعیت خود را از دست خواهد داد.
حقیقت معجزه
پیرو متعصب دین ممکن است یک غیرتمند باشد و تصور کند چیزی را که میبیند واقعیت ندارد؛ ممکن است او بداند که روایتش کذب است، ولی با نیت پاک و برای ترویج داعی مقدس در حرف خود پافشاری کند. یا حتی این پندار بیهوده و تهی برانگیخته پرهیجان بر او بیشتر اثر میگذارد تا بر سایرین خودمحور با زور مساوی در اوضاع و احوال دیگر.
شنوندگان او ممکن است و معمولاً اینطور است که توجیه کافی برای غربال کردن شواهد او ندارند. آنها با اصولی که در موضوعات رفیع و بلند و مرموز جاری است قضاوت میکنند و بنابراین شواهد او را انکار میکنند و اگر مایل باشند آنها را به کار گیرند، احساسات تند و شدید، نظم و قاعده عملیات را به هم میزند. زودباوری، گستاخی آنها را افزایش میدهد و خیرهسری بر سادهلوحی آنها چیره میگردد. پس با به کار بستن قوانین معمول روش تاریخی و با این ارزیابی ضعف و سستی انسان، هیوم نتیجه میگیرد که:
در طول تاریخ، هیچ معجزهای یافت نمیشود که بهوسیله مردان شایسته باشعور، تحصیل کرده و فاضل تایید شده و مردم از اباطیل آن درامان باشند، هیچ معجزه حقیقی یافت نمیشود که سوءظن اغفال مردم را رفع کرده باشد، هیچ معجزه معتبر و نیکنامی در چشمان مردمان یافت نمیشود که با کاذب بودن آن اعتبارش را از دست نداده باشد و همزمان در حوزه عمومی ستوده شود که یک معجزه بدون عیب تشخیص داده شود.
هیوم اعتقاد داشت که قبول معجزه توسط مذهب باعث سستی آن میشود و همچنین باور به معجزات ما را از به کار بردن شواهد بهتری برای وجود خدا باز میدارد. این شواهد در طراحی و نظم ماشین باشکوه طبیعت حاضر است. کسی نمیتواند صادقانه به این طراحی دستساز مولف بیعیب طبیعت که دارای علم تمام و قدرت تام است توسل جوید و همزمان باور داشته باشد که رویدادهای غیرعادی، غیرقابل توضیح و معجزهآسا، نشانگر دخالت خداوند در سیر طبیعتی است که خود او بنا نهاده است.
اگر معجزات رخ میدهند و معنایی دارند، پس آنها نشان میدهند که یک تقدیر جزئی در طبیعت برای اصلاح آن و انتفاع بشر و تهذیب اخلاق او مداخله میکند؛ اگر نظم طبیعت اهمیت مذهبی دارد، باید نشانگر این باشد که یک تقدیر کلی برقرار شده و اینک شکوه و هیبت آن را – بدون ضرورت چارهاندیشی دخالت معجزه جزئی در سیر طبیعت منظم- پایدار نگه داشته است. هیوم گفت شما نمیتوانید هر دو را داشته باشید: نظم یا دخالت ولی نه هر دو. و هیوم فکر کرد که بحث از نظم بدون تردید بهتر است.
در این زمینه: مذهب و لیاقت انسان
برگرفته از کتاب فیلسوفان سکولار

