ارنست: اما دو هنر برتر و والاتر کداماند؟
گیلبرت: زندگی و ادبیات، زندگی و بیانِ کامل زندگی. اصول زندگی که توسط یونانیان وضع شد، ممکن است در عصری که به اندازۀ عصر ما با آرمانهای کاذب مخدوش شده است، تحقق نیابد. اصول ادبیات که آنها وضع کردند، در بسیاری از موارد آنقدر سنجیده هستند که ما بهسختی میتوانیم آنها را درک کنیم. آنها دریافتند که کاملترین هنر آن است که انسان را در تمامی تنوع بیکرانش بازتاب بدهد.
زندگی و ادبیات
آنها نقد زبان را، با درنظرگرفتن صرفاً مادۀ خام آن، تا نقطهای گسترش دادند که ما با نظام تأکید صَرفی یا احساسی خود، بهسختی میتوانیم به آن دست یابیم؛ برای مثال، مطالعۀ حرکات آهنگین نثر بادقت علمی به همان سنجیدگی که یک نوازندۀ مدرن، هارمونی و کنترپوان را بررسی میکند، و نیازی به گفتن نیست که با شهود زیباییشناختی و غریزهای بهمراتب بُرندهتر از پیشینیان خود. در این مورد آنها درست میگفتند، همانطور که در همهچیز دیگر.
از زمان پدیدآمدن صنعت چاپ و پیشرفت فاجعهآمیز عادت به خواندن در میان طبقات متوسط و فرودست این کشور، گرایشی در ادبیات به سمت وابسته شدن به چشم و وابستگی کمتر به گوش به وجود آمده است. در واقع حسی است که از دیدگاه هنر ناب باید به دنبال خوشایند آن باشد و به معیارهای لذت آن همیشه پایبند باشد. حتی آثار والتر پِیتر که در کل کاملترین استاد نثر انگلیسی است که اکنون در میان ما به آفرینش ادبی میپردازد، بیشتر شبیه یک قطعۀ موزاییک است تا یک قطعۀ موسیقی.
به نظر میرسد، گهگاه، فاقد زندگی آهنگین واقعی کلمات و آزادی و غنای اثرگذاری است که چنین زندگی موزونی ایجاد میکند. در واقع، ما نوشتن را به یک شیوۀ مشخص ترکیب کلمات تبدیل کردهایم و با آن بهعنوان یک شکل طراحی پیچیده برخورد کردهایم. از سوی دیگر، یونانیان نوشتن را صرفاً بهعنوان روشی برای وقایعنگاری میدانستند. محک آنها همیشه واژگان گفتاری در روابط موسیقایی و آهنگینشان بود. صدا رسانه بود و گوش منتقد.
گاهی تصور کردهام که داستان نابینایی هومر ممکن است در واقع یک افسانۀ هنری باشد که در روزهای بحرانی ایجاد شده است. این افسانه نهتنها به ما یادآوری میکند که شاعر بزرگ همیشه یک غیببین است، و بیشتر با چشم دل میبیند تا با چشم تن، بلکه همچنین یک آوازخوان واقعی است که آهنگ خود را از موسیقی میسازد و هر سطر را بارهاوبارها برای خودش زمزمه میکند تا نغمۀ نوادار آن را فرابگیرد. او در تاریکی کلماتی را میخواند که در نور به پرواز دربیایند.
در این زمینه: یونانی ها منتقد هنری نداشتند
برگرفته از کتاب منتقد در مقام هنرمند

