پادشاه تصمیم گرفته است تا از تاج و تخت چشمپوشی نماید. صدراعظم تا زمانی در منصب خود باقی میماند که مسائل مربوط به کنارهگیری پادشاه، چشمپوشی ولیعهد از پادشاهیِ امپراتوری آلمان و پروس و تعیین نایبالسلطنه مرتفع گردند.
عزل شاه
وی قصد دارد به نایبالسلطنه، انتصاب فریدرش ابرت به عنوان صدراعظم و همچنین ارائه لایحهای برای اعلام فوریِ انتخابات عمومی جهت تشکیل یک مجمع ملی را پیشنهاد دهد، مجمعی که وظیفه خواهد داشت، شکل آتی حکومت آلمان را تعیین نماید.
ماکس فون بادن با اعلامِ پیشاپیش کنارهگیری پادشاه از قدرت، اتفاقی که هنوز روی نداده بود، احساس کرد تصمیم بیشرمانهای گرفته است. وی ساعتها قبل از اتخاذ چنین تصمیمی با خود مبارزه کرده بود و در واقع این کار، از نظر مردی با جایگاه و اصل و نسب او، کاری خبیثانه با ابعاد تاریخی بسیار بزرگ به شمار میرفت. اما تصمیم وی دیگر کوچکترین اهمیتی نداشت، ژست صدراعظم در واقع شبیه به ژست دلقک یک سیرک بود که تظاهر میکرد مسئول یک نمایش است.
چنین تصمیمی در واقع شبیه به طنزی بود که در همین روز و پس از اعلام بیانیه صدراعظم روی داد. فرمانده نظامی کل برلین، ژنرال فون لینزینگن از صدراعظم این پرسش را مطرح کرده بود که با توجه به این واقعیت که بخش عمدهای از نیروها شلیک نخواهند کرد، آیا اصلاً نیازی به استفاده از سلاح گرم، خواهد بود. صدراعظم پس از مشورتی شتابزده با مشاوران خود پاسخ داد که: «صرفاً برای دفاع از زندگی شهروندان و حفاظت از ساختمانهای دولتی».
در این میان اما ژنرال فون لینزینگن تحت فشار زمان و موقعیت، دستور داده بود که: «سربازان حتی برای دفاع از ساختمانها نیز مجاز به استفاده از سلاح نیستند». چنین فرمانی نیز دیر صادر شد، چون وقتی این فرمان به سربازان رسید که آنها با کارگران معترض، متحد شده بودند و در هر صورت شلیک نمیکردند.
در این زمینه: انقلاب و توده
برگرفته از کتاب خیانت به انقلاب

