فریدریش ابرت از سنخ پیشهوران و صنعتکاران آلمانی بود، اصیل، وظیفهشناس، متواضع در برخورد با مشتریان و مستبد در برخورد با زیردستان. دستاندرکاران حزب سوسیال دموکرات آلمان اندکی از وی حساب میبردند، همانگونه که کارآموزان و کارگران از استادکار خود هراس دارند.
ابرت
ابرت در بین اعضای حزب با اینکه چهره چندان محبوبی به شمار نمیرفت، اما از احترام فراوانی برخوردار بود. در بحثهای درون حزبی و مهمِ پیش از جنگ جهانی اول، بحثهایی که به شدت بر آینده حزب تأثیرگذار بودند (نظیر بحث در مورد انقلاب یا اصلاحات) ابرت چندان فعال نبود، اما وی به محض انتخاب شدن به عنوان رهبر حزب سوسیال دموکرات، با فراهم آوردنِ تلفن و ماشین تحریر برای دفتر حزب، به نوعی باعث ایجاد نظم و انضباط در فعالیتهای حزب شد.
با رهبری فریدریش ابرت نظم حاکم شد. با شروع جنگ جهانی اول وی کسی بود که با صندوق حزب، به زوریخ رفت. وی مردی بسیار قابل اعتماد بود، مردی که همواره میدانست، چه میخواهد. اما فریدریش ابرت در ماه نوامبر سال 1918 به هیچ وجه خواهان انقلاب نبود. وی از انقلاب «همانند یک گناه» متنفر بود. بیانضباطی در حزب تنها موضوعی بود که وی از آن، بیش از انقلاب انزجار داشت. چون از نظر وی «بی انضباطی میتوانست به فروپاشی حزب منجر گردد». ابرت در سال 1916 در این مورد گفته بود: «از بین رفتن انضباط و اعتماد و درهمشکسته شدن بنیانهای حزب بزرگترین تهدید برای حزب به شمار می روند که میبایست متوقف گردند».
با این حال وی خود باعث ایجاد شکاف و دودستگی در حزب شد. در سال 1917 اعضای منتقد حزب سوسیال دموکرات دیگر حاضر به پذیرفتن سلطه فریدریش ابرت نبودند و سرانجام با تأسیس حزب سوسیال دموکرات مستقل، از حزب جدا شدند. ابرت به این حزب چپگرای جدید همواره با عصبانیت و تحقیر مینگریست: «دستهای که هیچ سازماندهی و نظمی در آنها وجود ندارد».
فریدریش ابرت بهترینها را برای حزب خود میخواست و کوچکترین تردیدی در مورد این بهترینها نداشت: قدرت بیشتر برای رایشستاگ، حق رأی برای پروس و تبدیل حزب سوسیال دموکرات به حزب حاکم. وی در نظر داشت با تبدیل حزب خود به حزب حاکم در آلمان بتواند برخی اصلاحات اجتماعی را به اجرا گذارد و شرایط زندگی کارگران را بهبود بخشد. وی به دلیل برخوردی از دیدی محدود، خواسته دیگری نداشت.
فریدریش ابرت در کل هیچ مخالفتی با امپراتوری آلمان نداشت، در جنگها وی یک وطنپرست بود و شکستها را نیز میپذیرفت. ابرت در یک سخنرانی در تاریخ بیست و دوم اکتبر سال 1918 در رایشستاگ گفت: «با آرامش و ثبات در انتظاریم که ببینیم صلح برای ما چه ارمغان خواهد آورد. امکان دارد همه دارایی خود را از دست بدهیم، اما کسی نمیتواند نیروی سازنده و اراده را از ما بگیرد. هر اتفاقی که روی دهد، ما همچنان در قلب اروپا به عنوان پرجمعیتترین، لایقترین و سربلندترین ملت، باقی خواهیم ماند».
در این زمینه: انقلاب در کریسمس
برگرفته از کتاب خیانت به انقلاب

