دانشجویان انقلابیون سرسخت دانشجویان، انقلابیون سرسخت - نشر پیله

دانشجویان، انقلابیون سرسخت

کتاب مطالعه تطبیقی انقلاب های اجتماعی
Rate this post

با بروز نشانه‌ای از آسیب‌پذیری در نظام پادشاهی مخالفان به سرعت برانگیخته شدند تا از فرصت بهره گیرند. در اثر این تغییرات، گروه‌های سیاسی سکولار، چپ‌گرا، و میانه‌رو شروع به بسیج برای اقدام جمعی کردند. سازمان‌های قدیمی مانند جبهه‌ملی و کانون‌نویسندگان از اوائل ژوئن 1977 جان تازه گرفتند و شروع به صدور بیانیه‌هایی مبنی بر درخواست آزادی و اصلاحات‌سیاسی نمودند.

انقلابیون ایرانی

در پائیز، دانشجویان سراسر کشور عهده‌دار اقدام مشترک علیه رژیم شدند. در 1978 اعتراضات دانشجویی گسترش یافت و با دوره‌های چهل روزه عزاداری و تعطیلی بازار دنبال شد. این اعتراضات به‌ نوبه خود رژیم را ناگزیر ساخت تا اصلاحات و آزادی‌های بیشتری را در انتهای تابستان 1978 اعلام نماید. این اعلام منجر به گسترش بسیج در طبقه کارگر صنعتی و جمعیت شهرهای کوچک‌تر در پائیز 1978 شد. با اعلام آزادی، تقریباً هفتاد شهر، اشکالی از اقدام جمعی را تجربه کردند. بعداز یک حکومت‌نظامی برقرار شده در چندین هفته بعد، تقریباً صد شهر دیگر با اقدام جمعی ضدحکومت به لرزه درآمدند.

نظریه‌پردازن اجتماعی اغلب بر این باور بوده‌اند که انقلاب‌های اجتماعی به‌ طور کلی با نیات انقلابی آغاز نمی‌شوند و اینکه علل و فرایندهای انقلاب‌ها نمی‌تواند در قالب‌های ایدئولوژیکی مورد فهم قرارگیرد. تحلیلگران منازعه‌های بزرگ مقیاس، استدلال کرده‌اند که اقدام‌های جمعی مردم عادی و طبقات کارگر به طور کلی ماهیتی محافظه‌کارانه دارند و متضمن تلاش‌هایی برای دفاع و حفاظت از حقوق تثبیت شده می‌باشند.

دانشجویان همچون انقلابیون سرسخت به صف مقدم نا آرامی‌ها در زمان وقوع و نیز در زمان تکرار اقدام‌های جمعی در انقلاب‌های اجتماعی معاصر در کشورهای در حال توسعه پیوسته‌اند. متمرکز بودن فزآینده دانشگاه‌ها و دانشکده‌ها، دانشجویان را از شبکه‌های ارتباطی گسترده برخوردار می‌کرد که خود موجب تسهیل اقدامات جمعی توسط آن‌ها می‌گردید. دانشجویان آموزش عالی اغلب از دانشگاه‌های با استقلال نسبی و اگر چنین استقلالی وجود داشته باشد-و آزادی‌های آکادمیک بهره‌مندند که برای آن‌ها حداقل به لحاظ نظری مصونیت و امنیت از سرکوب دولت را فراهم می‌آورد. این مصونیت همچنین تا اندازه‌ای معین ناشی از این واقعیت است که به لحاظ تاریخی، دانشجویان از زمینه‌های اجتماعی نسبتاً مرفه برخاسته‌اند و اغلب جایگاه‌های نسبتاً بلند مرتبه‌ای را بعداز فارغ‌التحصیلی اشغال می‌کنند.

روی هم رفته، این عوامل دانشجویان را قادر می‌سازد تا در طول دوره‌های نا آرامی و شورش به سرعت بسیج شوند. سطوح بالای بسیج شدن، تضاد، یا سرکوب در محیط دانشگاه، می‌تواند به‌نحو بالقوه منجربه منازعاتی در محیط‌های دیگر گردد. با توجه به اعتبار و احترام قابل توجهی که دانشجویان و دانشگاه‌ها در جامعه به‌ طور معمول از آن برخوردارند، بسیج دانشجویان پتانسیل افزایش تضادها در بقیه کشور را دارد، هر چند آن‌ها فقط در چند شهر مهم متمرکز شده باشند. این عوامل در کنار هم به توضیح نقش مهم ایفاء شده توسط دانشجویان در نا آرامی‌های سیاسی کمک می‌کند.

دانشجویان همچنین پیشگام منازعه‌های ایدئولوژیکی بوده‌اند، همچنان که گرایش آشکاری به‌سوی گسست از گذشته و تمایل به‌ سوی بازسازی کل نظام اجتماعی از خود نشان می‌دهند. آن‌ها همواره مخالف حکومت انحصاری و تمرکز قدرت دولتی، رژیم‌های به شدت اقتدارگرا و سرکوب‌گر، و نابرابری اجتماعی فزآینده ایجاد شده به‌وسیله استراتژی‌های توسعه دولتی بوده‌اند. دانشجویان با فقدان مداخله مستقیم در شیوه تولید، به‌طور کلی ادعاهای اقتصادی مطرح نمی‌کنند، به جزء زمانی که به دفاع از منافع طبقات کارگر می‌پردازند. به‌جای آن، دانشجویان علاقه بیشتری نسبت به مسائل نظری و ایدئولوژیکی ابراز می‌کنند، به‌خصوص بدان‌سبب که آن‌ها غوطه‌ور در تولید و بازتولید آگاهی و ایده‌هایند.

استقلال نسبی دانشگاه‌ها و مصونیت دانشجویان در قبال سرکوب، به ناگزیر برای آن‌ها فضای اجتماعی فراخ‌تری نسبت به سایر گروه‌های اجتماعی فراهم می‌آورد که در آن به بحث ایدئولوژیک بر سر شکل ساختار اجتماعی و تخصیص قدرت و امتیازات بپردازند. بحث‌های ایدئولوژیک شاید زمانی بیشتر برانگیزاننده شوند که آموزش عالی گسترش یافته باشد و دانشگاه‌ها به دانشجویانی با زمینه‌های اجتماعی متنوع اجازه ورود بدهند.

دانشگاه‌ها و دانشکده‌ها معمولاً مراکز اصلی سازمان‌های انقلابی و سیاسی چپ‌گرا بوده‌اند. آن‌ها به‌علاوه، مایل به شکل دادن ائتلاف‌های رادیکال با کارگران در برابر دولت و طبقات بالا بوده‌اند. لذا دانشجویان همراه با روشنفکران ناراضی، اغلب از پیشگامان جنبش‌های انقلابی بوده‌اند. به علت منازعات سیاسی و ایدئولوژیک دانشجویان، آن‌ها فارغ از مصونیت‌شان به لحاظ نظری، اغلب اهداف اصلی برای سرکوب حکومتی بوده‌اند.

در این زمینه:  روحانیت و انقلاب ایران

برگرفته از کتاب مطالعۀ تطبیقی انقلاب های اجتماعی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *